«لغت نامه دهخدا»
[اَ بِ عَ قَ بَ یِ لا] (اِخ) مقریزی ذیل اصحاب عقبهء اولی آرد: آنگاه پیامبر (ص) در عقبهء منی هنگام موسم با شش تن ملاقات کرد که همهء آنان از خزرج بشمار میرفتند و به تراشیدن سر خود مشغول بودند. پیامبر نزد آنان بنشست و آنان را به خدا دعوت کرد و قرآن را بر ایشان بخواند. آن گروه به یکدیگر گفتند: او پیامبریست که یهود شما را به وی وعده داده است، پس البته دیگران نباید بر شما سبقت گیرند، از اینرو دعوت پیامبر را اجابت کردند و به خدا و رسول او ایمان آوردند و گفتهء وی را تصدیق کردند و آنان عبارت بودند از: ابوامامه اسعدبن زراره بن عدس بن ثعلبه بن غنم بن مالک بن نجار، و عوف بن حارث بن رفاعه بن حارث بن سوادبن مالک بن غنم (و او را عوف بن عفراء نیز گویند)، و رافع بن مالک بن عجلان بن عمروبن عامربن زریق و قطبه بن عامربن حدیده (و او را قطبه بن عمروبن حدیده نیز گویند)بن عمروبن سوادبن غنم بن کعب بن خزرج، و عقبه بن عامربن نابی(1)بن حرام، و جابربن عبدالله بن رئاب(2)بن نعمان بن سنان بن عبیدبن عدی بن غنم بن کعب بن سلمه. (از امتاع الاسماع ص32). و رجوع به اصحاب عقبهء ثانی شود. (1) - در اصل ثابی است. (2) - در اصل رباب است.