اصحاب منقل

«لغت نامه دهخدا»

[اَ بِ مَ قَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) بمعنی یاران همصحبت. (از مصطلحات) (غیاث اللغات). بمعنی یاران همصحبت که در زمستان بدور منقل حلقه زده می نشینند و از هر باب حرف با هم زنند. (آنندراج). || بمجاز، بمعنی ارباب مشوره استعمال کنند :
در محفلی که بسته زبان سپند من
صد آتشین عذار در اصحاب منقل است.
تأثیر (از آنندراج).
|| در تداول عامه، مبتلایان به تریاک. وافوریان. تریاکیان.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر