«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع اِ) آنچه مایل گرداند ترا به چیزی. (از منتهی الارب). آصره، یعنی آنچه مایل گرداند شخص را به چیزی. (ناظم الاطباء). رجوع به آصره شود. || قسم که به طلاق زن یا به آزادی بنده و یا به نذر خدا خورده شود. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سوگند یاد کردن برای طلاق یا آزاد کردن بنده یا نذر. (از قطر المحیط). || سوراخ گوش. ج، آصار، اِصران. (قطر المحیط) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ج، اواصر. (قطر المحیط). و رجوع به اَصْر شود.