اصعب

«لغت نامه دهخدا»

[اَ عَ] (ع ن تف) دشوارتر. (آنندراج). مشکل تر و دشوارتر و سخت تر. (ناظم الاطباء). صعب تر. دشخوارتر. مقابل اسهل :
یقولون ان الموت صعب علی الفتی
مفارقه الاحباب والله اصعب.؟
- امثال: اصعب من ردّالجموح.
اصعب من ردالشخب فی الضرع.
اصعب من قضم قتّ.
اصعب من نقل صخر.
اصعب من وقوف علی وتد.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر