اصعنرار

«لغت نامه دهخدا»

[اِ عِ] (ع مص) اصعرّار. (اقرب الموارد). گرد و مدور شدن از درد و ترنجیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به اصعرّار شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر