«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) درشت گردیدن زمین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اصلاد ارض؛ صلب شدن آن. (از قطر المحیط). || اصلاد مرد؛ آتش ندادن آتش زنهء آن. (از منتهی الارب) (از قطر المحیط).