«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (ع اِ) جِ طَبَق. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (دهار) (ترجمان تهذیب عادل بن علی ص 67) (متن اللغه). جِ طَبَق، تاه هر چیزی و پوشش آن. (آنندراج). تاه ها. طبقها. رجوع به طَبَق شود : و اطباق طاق رواق آن جلال بر صورتی پرداخته. (رشیدی). نامدی اوراق اطباق فلک هرگز تمام گر ضمیر او نکردی علم دین را دفتری. خواجوی کرمانی. - امثال: الدهر اطباق؛ یعنی روزگار حالات است. (از اقرب الموارد).