«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (اِ) در صیدنهء ابوریحان آمده است: بزبان رومی و سریانی اطرین گویند و بپارسی شاه افروش گویند و آمدی گوید: زلانیا و قطایف و آنچه از فطیر سازند او را اطریه(1) گویند و فارابی در دیوان خودآورده: اطریه(2) طعامی است که معتاد ترکانست - انتهی. و پیداست که منظور از اطرین همان اطریه است. رجوع به اطریه شود. (1) - در متن: اطویه. (2) - در متن: اطربه.