اطلاب

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) دادن خواسته و جستهء کسی را. (از منتهی الارب) (آنندراج). یاری دادن کسی بر خواستهء وی و برآوردن آن را. (از متن اللغه). دادن مطلوب و خواستهء کسی را(1). (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). || محتاج طلب گردانیدن کسی را. از لغات اضداد است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). مُلْجَأ کردن کسی را به خواستن. ضد است. || اطلاب آب و گیاه؛ دور شدن از آن چنانکه جز بطلب و جستن بدان نرسند. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). دور شدن آب و گیاه که بلاطلب حاصل نشود. (از منتهی الارب) (آنندراج). دور شدن آب و جز آن که بدون طلب حاصل نشود. (ناظم الاطباء). دور شدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || اطلاب فقر کسی را؛ نیازمند کردن وی را به طلبیدن. (از اقرب الموارد).
(1) - این معنی در ناظم الاطباء بدین سان آمده است: داد خواستن و جستن کسی را، و درست نیست.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر