«لغت نامه دهخدا»
[اَ ظَ] (ع ص) درازناخن. (تاج المصادر) (مصادر زوزنی چ بینش) (آنندراج). رجل اظفر؛ مرد درازناخن و پهن ناخن. (ناظم الاطباء). درازناخن و پهن آن. (منتهی الارب). درازناخن. ج، ظُفر. و انثی ظَفْر(1). (مهذب الاسماء). درازناخن که پهن باشد. (از متن اللغه). درازناخن و عریض آن. (از اقرب الموارد). (1) - صاحب اقرب الموارد گوید که فَعلاء از آن بطور سماع نیامده است. در متن اللغه نیز این گفته تأیید شده است.