اظنان

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) پیش آوردن کسی را برای تهمت و تهمت کردن وی را. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). تهمت زدن. (مؤید الفضلاء). تهمت نهادن. (آنندراج)(1). اظنان کسی به چیزی؛ متهم ساختن وی را بدان. (از اقرب الموارد). اظنان کسی را و اظنان مردم به چیزی؛ وی را در معرض گمان تهمت قرار دادن. (از متن اللغه)(2). || اظنان کسی چیزی را؛ به وهم انداختن وی را آن چیز. (متن اللغه) (از اقرب الموارد).
(1) - صاحب آنندراج اظطنان را هم مرادف این مصدر آورده است.
(2) - در اقرب الموارد این معنی جداگانه نیز آمده است: اظنان کسی در میان مردم؛ وی را در معرض تهمت آنان گذاردن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر