اعامه

«لغت نامه دهخدا»

[اِ مَ] (ع مص) بی شیر گردانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اعامهء خدا کسی را؛ بی شیر فروگذاشتن وی را. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). || بی شیر شدن. یقال: اعامه الله؛ ای ترکه بغیر لبن فاعام هو. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (متن اللغه). بی شیر بگذاشتن. (تاج المصادر بیهقی). || کم شیر گردیدن قوم. (منتهی الارب). کم شیر شدن قوم. (ناظم الاطباء). اعامهء قوم؛ کم شدن شیر آنان. (از اقرب الموارد). || اعامهء قوم؛ هلاک شدن شتران آنان و در نتیجه بدست نیاوردن شیر. (از متن اللغه)(1). || اعامهء خانه؛ گذشتن سالها بر آن. (از متن اللغه)(2).
(1) - در همهء متنهای مذکور بجز متن اللغه معانی یاد کرده از یایی است (ع ی م).
(2) - از واوی است (ع وم).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر