اعتبار شکستن

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ شِ کَ تَ] (مص مرکب) رونق چیزی را از بین بردن. بی ارزش ساختن :
آن نکهت از کجاست نفسهای تیره را
تا اعتبار نافهء تاتار بشکند.
حزین اصفهانی (از ارمغان آصفی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر