اعجاج

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) نیک وزیدن باد و گرد گرفتن آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سخت برآمدن باد و غبار پراکندن آن. (از اقرب الموارد). بمعنای عَجّ و عَجیج است در تمام معانی. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). || خانه پردود کردن. (تاج المصادر بیهقی). || فنون سواری را نیکو دانستن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر