اعجان

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) بر ناقهء فربه سوار شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ماده شتر فربه را سوار شدن. (از اقرب الموارد). || آماسیدن عجان ماده شتر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || برآمدن و آماسیدن عجان مرد. || سالخورده شدن مرد آنچنانکه بی تکیه نتواند برخاستن. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر