اعسام

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) خشک گردانیدن دست و پا را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خشک کردن دست. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). || اشک ریختن. چشم فروخوابیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سرشک ریختن و گویند: چشم فروبستن. (از اقرب الموارد). فروخوابیدن چشم. (از متن اللغه). || دادن آنچه مطموع باشد. (منتهی الارب) (آنندراج). طمع کسی به وی رسانیدن. (تاج المصادر بیهقی). بخشیدن و عطا کردن. (از متن اللغه) (از ذیل اقرب الموارد). دادن آنچه مطبوع باشد(1). (ناظم الاطباء).
(1) - در فرهنگهای دیگری که در دسترس بوده بدین صورت دیده نشد و گویا غلط چاپی است و بجای «مطموع»، «مطبوع» چاپ شده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر