اعسان

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (ع اِ) نشان و آثار و جای چیزی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نشانها و جای چیزی. (از اقرب الموارد). الواح شتر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نشانها و آثاری که از پیهء گوشت شتر باقی مانده باشد. (از متن اللغه) (از اقرب الموارد). || باقیمانده های لباس. (از متن اللغه). || اعسان الارض؛ هیزم و باقی مانده و بیخ و تنهء بی شاخ و کندهء درخت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بقیهء هیزم و شاخهای آن. (از اقرب الموارد). || جِ عِسن، بمعنی همتا و مانند و پیه و یثلث. (منتهی الارب). جِ عَسن، عُسن، عِسن، یعنی مثل و نظیر و پیه. (از متن اللغه) (ناظم الاطباء). و رجوع به عسن شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر