اعفاق

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) بی حاجت اکثر آمدوشد نمودن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغه). در پی حاجتی بسیار آمدوشد نمودن: اعفق الرجل؛ اکثر الذهاب و المجی ء فی حاجه(1). (از اقرب الموارد).
(1) - همهء متون بدون حاجت معنی کرده اند بجز اقرب الموارد که بنظر میرسد تحریفی روی داده و اصل «فی غیر حاجه» بوده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر