اغتتام

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) تخمه زده گردیدن: اغتتم الرجل اغتتاما؛ تخمه زده گردید آن مرد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). بسیار خوردن چندانکه از پری شکم رنج برد: اغتتم الرجل؛ اکثر من الاکل حتی اخذه الغیم من کرب الکظه. (از اقرب الموارد). || زیارت بسیار نمودن چندان که درمانده و ملول گرداند کسی را(1). (آنندراج).
(1) - در فرهنگهای دیگر که در دسترس بود به این معنی دیده نشده و ظاهراً مصحف اغتام است که در فرهنگها به این معنی آمده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر