«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) پا در رکاب آمدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). پا در رکاب درآوردن سوار: اغترز الراکب رجله فی الغرز؛ جعلها فیه. (از اقرب الموارد). || نزدیک آمدن سفر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نزدیک شدن حرکت: اغترز السیر؛ دنا. (از اقرب الموارد). || رفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). داخل شدن. (از اقرب الموارد). نزدیک شدن حرکت کسی: اغترز فلان السیر؛ دنا مسیره. (از اقرب الموارد). || سوار شدن: اغترز؛ رکب. (از اقرب الموارد).