«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) خواهش چیزی کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || جستن و آهنگ نمودن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). قصد چیزی کردن: اغتزاء اغتزاً؛ قصده. (از اقرب الموارد). || گزیده و خاص گردیدن از میان یاران. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). از میان یاران خاص کسی گردیدن: اغتزی بفلان؛ اختص به من بین اصحابه. (از اقرب الموارد).