اغدار

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) تاریک گردیدن شب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تاریک شدن شب: اغدر اللیل؛ اظلم. (از اقرب الموارد). || سپس گذاشتن شتر و گوسفند را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سبش(1) گذاشتن شتر و گوسفند. (آنندراج). بجا گذاشتن و رد شدن از ناقه(2). (از اقرب الموارد). || ترک دادن و ماندن چیزی را. (منتهی الارب) (آنندراج). ترک دادن و گذاشتن چیزی را. (ناظم الاطباء). باقی گذاشتن چیزی را. (از اقرب الموارد). || به غدر (جای درشت سنگ ریزه ناک) افکندن کسی را: اغدر؛ القاه فی الغدر. (از اقرب الموارد).
(1) - تنها در آنندراج این معنی آمده که ممکن است تحریف باشد.
(2) - در متن بغلط المائه است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر