اغدیدان

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) تمام رسیدن و دراز گردیدن موی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). دراز شدن و بکمال رسیدن موی. و منه: قامت ترائیک مغدودنا. (از اقرب الموارد). دراز شدن موی. (المصادر زوزنی). || سخت سبز شدن گیاه چنانکه از سیرابی بسیاهی زند: اغدودن النبت؛ اخضر یضرب الی السواد من شده ریه. (از اقرب الموارد). تمام رسیدن و دراز گردیدن گیاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر