اغر

«لغت نامه دهخدا»

[اُ غُ] (اِ) فال. شگون. آغار. آغال. (یادداشت بخط مؤلف). و رجوع به آغار و آغال شود.
- اغر بخیر؛ کجا میروی؟ با دعای خیر برای مخاطب که میرود. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به آغار بخیر شود.
- بداغر؛ در تداول عامه، نحس. شوم. بدیمن. فال بد. (یادداشت بخط مؤلف).
- بداغری کردن؛ در تداول عامه، فال بد زدن. (یادداشت بخط مؤلف).
- خوش اغر؛ میمون. مبارک. فرخ. فرخنده. خجسته. (یادداشت بخط مؤلف).
رجوع به آغار و بدآغار و آغال شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر