اغرام

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) تاوان زده و وام دار کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تاوان زده کردن. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی) (تاج المصادر بیهقی). ملزم ساختن به ادای دین و دیه: اغرمه الدیه و الدین و غیرذلک؛ الزمه بادائها. (از اقرب الموارد). || شیفته کردن. یقال: «اغرم بالشی ء (مجهولاً)؛ ای اولع. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). حریص کردن. (آنندراج). سخت حریص گردانیدن. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی). حریص گردانیدن بر چیزی: اغرم بالشی ء (مجهولاً)؛ اولع به. (از اقرب الموارد). || در هلاکی افکندن. (آنندراج). || زیانکار گردانیدن. (آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر