«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (ع ص، اِ) جِ غُمر و غُمُر، بمعنی گول و زعفران. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نادان و ناآزموده کاران. (غیاث اللغات). جِ غُمر، زعفران و نوعی طلا که زنان بر روی مالند. و جِ غِمر، بمعنی حقد و عطش. (از اقرب الموارد). ناآزمودگان. گولان. (یادداشت بخط مؤلف) : خواست که بقایای آن اغمار بدست آرد. (ترجمهء تاریخ یمینی ص 348).