افتان خیزان

«لغت نامه دهخدا»

[اُ] (ق مرکب) در حال افتادن و خاستن. روشی چون روش طیر یا وحشی به تیرخسته. راه رفتن بسان مست ازپادرآمده. افتان و خیزان :
بر کوه شدی و میزدی دست
افتان خیزان چو مردم مست.نظامی.
آخر آن مور میان بستهء افتان خیزان
چه خطا دید که سرکوفته چون مار برفت.
سعدی.
و رجوع به افتان و خیزان شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر