افسانه رفتن

«لغت نامه دهخدا»

[اَ نَ / نِ رَ تَ] (مص مرکب)اثر کردن افسانه. گارگر شدن افسانه :
افسانه نرفت در علاجش
افسون نگرفت در مزاجش.
فیضی اکبرآبادی (از ارمغان آصفی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر