افسوس داشتن

«لغت نامه دهخدا»

[اَ تَ] (مص مرکب)حسرت داشتن. (ناظم الاطباء) :
خوش افسوسی ز قتل من بت خونخوار من دارد
که انگشتی بخون آلوده دائم در دهان دارد.
اثر شیرازی (از آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر