افسون گر

«لغت نامه دهخدا»

[اَ گَ] (ص مرکب) کسی که افسون خواند. آنکه شغلش افسون کردن است. ساحر. جادو. فسونگر. (فرهنگ فارسی معین). || مارگیر. || محیل. مزور. (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر