«لغت نامه دهخدا»
[اَ شُ دَ / دِ] (ص مرکب)استوارگام. گام سخت. آنکه گامش محکم و استوار باشد : چنان زورمندند و افشرده گام که یک تن بود لشکری را تمام.نظامی.