افیون کردن

«لغت نامه دهخدا»

[اَفْ کَ دَ] (مص مرکب)افیون ریختن در چیزی :
ساقی اندر قدحم باز می گلگون کرد
در می کهنهء دیرینهء ما افیون کرد.
حافظ (از ارمغان آصفی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر