اقتناص

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) شکار کردن. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء) : اولیای دولت را بر اقتصاص و اقتناص او تحریض داد. (ترجمهء تاریخ یمینی).
کی دهد زندانیی در اقتناص
مرد زندانی دیگر را خلاص.مولوی.
|| کسب کردن. (غیاث اللغات از کنز و لطائف) (آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر