اقفال

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) گماشتن بر کسی نگاه را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || فراهم آوردن کسی را بر کاری. || قافله گردانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || قفل کردن در را. || خشک کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || بازداشتن لشکر را از رفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر