اقناب

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) بچهل رسیدن عدد اسبان. (منتهی الارب). صاحب مقنب شدن قوم. || پنهان شدن از بیم غریم یا از ترس سلطان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر