اکاحه

«لغت نامه دهخدا»

[اِ حَ] (ع مص)(1) چیره گردیدن در کارزار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || دادن عطا. دهش، گویند: ما اکاحه؛ ای ما اعطاء. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دادن. (آنندراج).
(1) - اجوف واوی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر