«لغت نامه دهخدا»
[اِ فِ] (ع مص) روی ترش کردن. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || تیره رنگ شدن روی. (ناظم الاطباء). || سخت شدن و فراگرفتن تاریکی شب همه جا را. (از اقرب الموارد). || آشکار گردیدن و نمایان گشتن ستاره و روشنی آن در سخت تاریکی. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).