«لغت نامه دهخدا»
[اَکْ وَ] (ع ص) بزرگ کاع(1). (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). || کج ساق دست. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). آنکه خورده دستش کج باشد. (از المصادر زوزنی). آنکه انگشتانش خشک شده بود. (مهذب الاسماء). (1) - کاع؛ دو طرف استخوان متصل بند دست. (منتهی الارب).