«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ دَ] (مص مرکب)التفات کردن : مرا بکار جهان هرگز التفات نبود رخ تو در نظرم اینچنین خوشش آراست. حافظ. رجوع به التفات کردن شود.