التفات داشتن

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ تَ] (مص مرکب)توجه داشتن. متوجه بودن. پروا کردن. نگریستن :
التفات از همه عالم بتو دارد سعدی
همتی کان بتو مصروف بود قاصر نیست.
سعدی.
و رجوع به التفات کردن شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر