التماس کردن

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ کَ دَ] (مص مرکب)خواهش کردن. درخواستن : آن موی وی التماس کرد بدان سبب موی وی برید. (قصص الانبیاء ص139). رقعه بمن نوشت و التماس کرد تا آن ملطفات را بحضرت فرستم. (ترجمهء تاریخ یمینی).
شاید که التماس کند خلعت خرید
سعدی که شکر نعمت پروردگار کرد.سعدی.
و رجوع به التماس شود. || خواستن چیزی با تضرع و زاری.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر