«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) مقیم شدن. (تاج المصادر بیهقی). مقیم بودن بجائی. جای گرفتن. || ستیهیدن. (منتهی الارب): یقال الث علیه؛ ای الح. || دائم شدن باران. (تاج المصادر بیهقی). مقیم شدن باران. (مصادر زوزنی). پیوسته باریدن. (منتهی الارب).