«لغت نامه دهخدا»
[اَرْ رَ] (ع مص) حرکت کردن. کوچ کردن. رجوع به رحیل شود. || (صوت) اعلام حرکت. ندا زدن برای حرکت : بخندید و گفت الرحیل ای گروه که صبح مرا سر برآمد ز کوه.نظامی.