الفت آموز

«لغت نامه دهخدا»

[اُ فَ] (نف مرکب)الفت دهنده. آموزندهء دوستی. انس دهنده. || (اِخ) در شعر زیر مراد از آن، خداوند است :
خارخاری در دلت از عشق پیدا میکند
الفت آموزی که پنهان کرد آتش را بسنگ.
مظفرمیرزا (از بهار عجم).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر