الفخته

«لغت نامه دهخدا»

[اَ فَ تَ / تِ] (ن مف) نعت مفعولی از الفختن. اندوخته و جمع کرده. (انجمن آرا) (برهان قاطع) (آنندراج). اندوخته. (فرهنگ رشیدی). گردکرده شده و جمع کرده شده. (مؤید الفضلاء). اندوخته و محصول. (ناظم الاطباء). الفخده. الفنجیده. (فرهنگ رشیدی). رجوع به الفختن و الفاختن شود :
غزی کو بغارت ببندد میان
ز الفختهء خویش بیند زیان.
امیرخسرو (از فرهنگ رشیدی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر