الفینه

«لغت نامه دهخدا»

[اَ نَ] (اِ) آلت مردی. (فرهنگ جهانگیری) (برهان قاطع) (فرهنگ شعوری). آلت تناسل و آنرا الفیه نیز گویند. (انجمن آرا) (آنندراج) :
حکیم نورده را علتی پدید آمد
که راحت از سر الفینهء(1) کلان باشد(2).
سوزنی (از جهانگیری).
(1) - ن ل: الفیهء. (فرهنگ رشیدی و بهار عجم).
(2) - ن ل: بیند.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر