«لغت نامه دهخدا»
[اُمْ مِ رَ] (ع اِ مرکب) عصیده(1). (از المرصع). چنین است در المرصع. در اقرب الموارد ابو رزین آمده به معنی خبیص که نوعی حلوا است. (1) - عصیده نوعی حلواست. (منتهی الارب).