امسوخ

«لغت نامه دهخدا»

[اُ] (ع اِ)(1) دارویی است مانند نی و بنددار. (ناظم الاطباء). نباتی است مثل نی بنددار قابض و مقوی اعضا و نیکوکن رنگ روی و مسمن بدن و منقی رحم. ذرور آن برای قطع نزف الدم جراحات و رویانیدن گوشت مؤثر است. (از منتهی الارب) (از آنندراج). گیاهی است که از یک ریشه شاخه های بسیار دارد و میوه آن به اندازهء دانه نخود است وقتی پخته شود سیاه گردد. (از اقرب الموارد). در لغت بمعنی انابیب است و در لهجهء عامیانه اسپانیا آنرا اینیشلا (ای نیش تلا) نامند و آن بر دو گونهء صغیر و کبیر باشد. (از مفردات ابن بیطار). دم اسب. ذنب الحصان. ذنب الفرس. ذنب الخیل. کنیاث. حشیشه الطوخ. آت قویروغی. امشوخ. (فرهنگ گیاهی).
(فرهنگ گیاهی)
(1) - Equisetum.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر