املاس

«لغت نامه دهخدا»

[اِمْ مِ] (ع مص)(1) فوت شدن. (منتهی الارب) (آنندراج). افلات. (از اقرب الموارد). || نرم و تابان گردیدن. || بازگشتن از کاری. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). انخناس سریع. (از لسان العرب از اقرب الموارد). || خیره گردیدن بینایی. (آنندراج). و رجوع به انملاس شود.
(1) - اصل املاس، انملاس است، نون به میم بدل شده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر