امواء

«لغت نامه دهخدا»

[اِمْ] (ع مص) بانگ کردن گربه. (از اقرب الموارد). || بانگ کردن مرد چون گربه. گویند اموء الرجل. (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). بانگ گربه درآوردن. (از اقرب الموارد). چون گربه مومو کردن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر